الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
195
الغدير ( فارسي )
- راه بارگاه كه بر بست ، با آنكه فرمانش به هر مرز و بوم روان بود ؟ - يگانه مرد مجاهد را از پيكار مشركين واداشت ، با آنكه سپاهش مهيا و سر بفرمان بود ؟ و من اكره الرّمح الرّدينىّ فالتوى و أرهقه حتّى تحطَّم عامله و من كسر العضب المهنّد فاغتدى و اجفانه مطروحة و حمائله و من سلب الاسلام حلية جيده الى أن تشكَّى وحشة الطَّرق عاطله و من اسكت الفضل الذى كان فضله خطيبا اذا التفّت عليه محافله و ما هذه الضوضاء من بعد هيبة اذا خامرت جسما تخلَّت مفاصله - نيزهء تابدارش كه بهم در پيچيد ؟ كه ناوك آن در هم شكست ؟ - شمشير هندى به سنگ زد ، غلاف و حمايلش بىصاحب گشت ؟ - زيور اسلام از گردنش باز كرد ، اينك عاطل و باطل ماند ؟ - زبان فضيلت در كام شكست ، با آنكه خطيب محافل بود ؟ - از پس سكوت و وقار ، غوغا و فغان برخاست ، تار و پود جسم را در هم گسيخت ؟ * كأنّ ابا الغارات ما شنّ غارة يريك سواد اللَّيل فيها قساطله و لا لمعت بين العجاج نصوله و لا طرزت ثوب الفجاج مناصله - پندارى غار تبر قوم ، شب تاز نبرد ، تا غبار معركه چون سياهى شب نمايد ؟ - و نه در پهنه هيجا سنان نيزه اش درخشيد ، و نه ناوك دلدوزش قباى دشمن به خون آزين بست . - و نه بر عرش زين لجام كشيد تا در ركابش پيادگان بر سوار كاران فخر و ناز فروشند ؟ - سنان نيزه اش در جوشن دشمن نخراميد ، چونان كه سمند تازى از شوق ، به زير رانش مىخراميد ؟ - نگاه مهر آميزش بين حاضران نمىچرخيد : بر مخلص نيكانديش ، يا خصم بدكيش ؟ - محراب عبادت را با رحمت و نعمت ، آوردگاه نبرد را با سطوت و نقمت پر نكرد ؟